داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
در این کتاب طی سه بخش جلوههایی از زندگانی عبید زاکانی به گونه داستان باز گو شده است .داستان ذیل این عناوین به رشته تحریر در آمده است :((ما بی مرگان))، ((گربه و موش))، ((فالنامه بروج))، ((رساله دلگشا))، و ((فتح شدگان)) نویسنده در آغاز هر فصل نثری کوتاه هماهنگ با مضمون متن داستان آورده است. عبید در این کتاب با گذشتن از حصار زمان وقایعی را یادآور میشود که قرن ها با او فاصله دارد .او در واقع داستان زندگی خود را در عصر حاضر بیان میکند، عبید میگوید :((روزی نقاشی که در غاری ماوا داشت در لحظات تنهایی خودخطوطی حک میکرد که در واقع تصویر من بود .پس از رفتن نقاش از گرسنگی و تشنگی به ستوه آمدم، از این رو، از سطح صیقلی سنگ خود را جدا ساختم و به بستانی نزدیک شدم.در آن جا مردمی نا آشنا باشترش ایستاده بود .آن مرد از من سوالی کرد، ولی من پاسخی ندادم زیرا اصلا نمیدانستم در کجای جهان ایستادهام .پس از مدتی خود را در اتاق بازرسی در کنار ایستگاه شهر قاف یافتم .من خود را معرفی کردم، ولی آنها حرف مرا باور نمیکردند، زیرا من متعلق به قرن هشتم بودم و اکنون قرن حاضر بود .صندوقهایی که در کنار من بود توجه آنها را جلب کرد .مفتش دستور داد تا صندوق را بازکنند ناگهان ...