داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
این داستان درباره زندگی مردی است که به تازگی کشته شده است. داستان از مراسم تدفین مرد شروع میشود. در مراسم تدفین، زنی که به نظر میرسد دارای لکههای سفید و سبزی روی پوست صورتش میباشد از دور مراسم دفن مرد را تماشا میکند. یکی از پسران مرحوم، آن زن را میبیند اما به او توجهی نمیکند. چند روزی از این ماجرا میگذرد تااینکه «مصطفی» و «جمال» دو تن از پسران آن مرد تصمیم میگیرند تا این واقعه را پیگیری کنند. آن زن با پسر دیگر مرد تماس میگیرد و درباره مرگ او توضیحاتی میدهد که روند ماجرا را تغییر میدهد و... .