داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
داستان حاضر، ماجرای زندگی جوانی نیرومند با نام «کیان» است. کیان در کنار مادر پیر و صبور خود در روستایی زندگی میکند. پدر او، در مقابل حفاظت جان کاروانیان در برابر راهزنان، جان خود را از دست داده است. کیان عاشق سفر است و مادر پیرش مقدمات سفر او را به همراه دوست قدیمی شوهرش «ارسلان» فراهم میکند. اولین سفر کیان با کاروان، مصادف با بیآبی آنها میشود. کاروانیان مجبور میشوند برای آوردن آب، یکی از افراد را به چاه نفرینشدهای با نام «بژک» بفرستند. کیان جوان، داوطلبانه، با وجود شایعاتی دربارة دیو چاه، به درون آن میرود. کیان در آنجا با پیرمردی عاقل و مهربان روبهرو میشود که او را به دنیایی دیگر که توأم با آسایش و رفاه است آشنا میکند. کیان آسایش و رفاه آنجا را نمیپذیرد و زندگی کردن در دنیای واقعی را انتخاب میکند. پیرمرد اسراری از چاه و همچنین دنیای بیرون و اتفاقات آینده در اختیار وی میگذارد که کیان بعد از بیرون آمدن از چاه بژک، زندگیاش در مسیر جدیدی قرار میگیرد و وارد ماجراهای عجیبی میشود که برای وی سرشار از تجربه و سرزندگی است.