داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، رمانی فارسی است که با زبانی ساده و روان و بیان جزئیات لازم نگاشته شده است. نویسنده با پرداخت مناسب شخصیتها و توصیف عمیقترین احساسات و افکار آنها و همچنین با بیان دقیق جزئیات صحنهها، خواننده را از ابتدا تا انتهای کتاب با خود همراه میسازد. در داستان میخوانیم: «سرم پایین بود و اهمیتی به حرفای «عسل» نمیدادم. یا ضربهای که «عسل» به پهلوم زد. سرم رو بلند کردم و چند متر اون طرفتر، «پویا» رو دیدم. از دیدنش جا خوردم؛ «پویا» امروز صبح از بوشهر برگشته بود. با خنده «پویا» برگشتم و به «عسل» نگاه کردم، طفلک مبهوت آشنایی ما شده بود».