داستانهای حیوانات داستانهای کودکان و نوجوانان داستانهای کوتاه هزارپایان - داستان
داستانهای حیوانات داستانهای کودکان و نوجوانان داستانهای کوتاه هزارپایان - داستان
"کوتیکوتی" یک بچه هزارپاست. او با دیدن بعضی از همسایهها که کفش به پا دارند از پدرش میخواهد که برای او نیز کفش بخرد. اما چون پدر پول زیادی ندارد به پیشنهاد مادر هر ماه یک جفت کفش برای کوتیکوتی میخرد و بدینترتیب او پس از چند سال صاحب کفشهای گوناگون میشود. اما کفشی که ماه اول به پا کرده پای او را میزند، زیرا کوتیکوتی بزرگتر شده است. این داستان تحت عنوان "کفشهای جورواجور" به همراه چندین داستان کوتاه دیگر در کتاب حاضر به چاپ رسیده است. تمامی داستانها دربارهی بچههزارپایی به نام کوتیکوتی است و عناوین برخی از آنها عبارتاند از: کفشهای پاره، کوتیکوتی خوششانس، خسته نباشی، بیدردسر، چه شلواری، اگر صدای قطار نبود، عجیبترین نقاش دنیا، باران دوستی، و شام در حمام.