داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
داستان کتاب حاضر اجتماعی است. در داستان آمده است: «حسین» به اتّفاق همسرش «لیلا» و فرزندانش «سیاوش»، «شبنم» و «بیژن» در همدان زندگی میکنند. او از همدان به تهران انتقالی میگیرد و طی چند سال خانه و املاکش را در همدان فروخته و در تهران خانهای میخرد. بچّهها بزرگ میشوند، «سیاوش» وکیل دادگستری میشود، «بیژن» مدیریت بازرگانی میخواند و شبنم دیپلم خود را میگیرد. «حسین» و «لیلا» در تهران صاحب دختری به نام «ژاله» میشوند که وی نیز در مقطع راهنمایی مشغول به تحصیل است. آنها همگی زندگی آرامی را میگذرانند، تا اینکه روزی «حسین» وقتی که برای انجام کاری به دادگستری میرود، با دختری به نام «کتایون» و مادرش «مریم» مواجه میشود که وی را «کمال» مینامند و با بررسیهای مختلف دادگاه مشخص میگردد که «حسین»، «کمال» نیست. امّا آشنایی با این خانواده، ماجراهای جالبی را برای هر دو خانواده به وجود میآورد و سرنوشت آنها را تغییر میدهد.