داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
نويسنده در اين کتاب سعي دارد با روايتي داستاني سياهيهاي برنامههاي مديريتي در سطح کلان را آشکار ساخته و با قدرت طنز آن را بزرگنمايي کرده و به نقد بکشد. در دوران قديم سرزميني در دل يک فلات بزرگ بين دو دريا وجود داشت که مردم آن سرزمين در پنج شهر زير نظر حاکم شهر مرکزي زندگي ميکردند. در يکي از روزهاي بهار کاروان تجاري بزرگي به شهر مرکزي رسيد، صاحب کاروان از ثروتمندترين افراد بود. او به کاخ حاکم رفت و در آنجا ماجرايي را که درون شهر شاهد آن بود براي حاکم تعريف کرد و... .