داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«ژیلا ملکخطایی» در کتاب «بهجامانده» از زندگی آرام یک خانواده نوشته است. خانوادهای که در دزفول زندگی میکنند. دو دختر و یک پسر دارند و دختر بزرگشان ازدواج کرده است. این خانواده با تفکرات خاص و سنتی زندگی میکنند و زندگی آرام و خوبی دارند. یک روز که بچهها برای رفتن به مدرسه آماده میشوند، دلشورهای شدید و عجیب به جانشان میافتد. دلشورهای که آرامش را از خاطرشان میگیرد و ذهنشان را درگیر خود میکند. کمی بعد اتفاقی رخ میدهد که دلیل این دلشوره را ظاهر میکند... .