داستانهای تخیلی داستانهای کودکان و نوجوانان
داستانهای تخیلی داستانهای کودکان و نوجوانان
"مزدک "پسر کوچولوی تپل و شکموی "مشتی مراد "است که کاری جز خوردن نمیداند. او هر چه بیشتر میخورد، بیشتر گرسنه میشود .پدرش از سیر کردن شکم او عاجز است .این در حالی است که طبیب و حکیم هم در این باره کاری از پیش نمیبرند . تا این که همسایه آنها، "حیدرقلی "که باغ گردو دارد، کاری میکند که به تدریج، مزدک از پرخوری دست بر دارد و به پسری منطقی و معقول تبدیل شود . این داستان مصور و رنگی برای گروه سنی "ب "و "ج "تهیه شده است .