داستانهای تخیلی داستانهای حیوانات
داستانهای تخیلی داستانهای حیوانات
کتاب مصور حاضر، داستاني تخيلي از حيوانات است که با زباني ساده و روان براي گروه سني (ب) نگاشته شده است. در داستان ميخوانيم: «يک روز ظهر «توتي» بعد از خوردن مقدار زيادي توت آبي خيلي تشنه شده بود. تنها جايي که ميتوانست آب پيدا کند چاه آب وسط جنگل بود. «توتي» دعا ميکرد که کاش کسي کنار چاه باشد تا براي او آب بالا بکشد. وقتي «توتي» کنار چاه رسيد با تعجب ديد که يک سطل پر از آب کنار چاه است. او خيلي خوشحال شد. فکر کرد حتماً سفيدبرفي به فکر او بوده و يک سطل آب برايش آنجا گذاشته است».