ماهیگیری - داستان هدیه - داستان
ماهیگیری - داستان هدیه - داستان
کتاب مصور حاضر، داستاني درباره هديه است که با زباني ساده و روان براي گروههاي سني (ب) و (ج) نگاشته شده است. در داستان ميخوانيم:«يک روز جمعه مخصوص، پدر يوسف قبل از روشن شدن آسمان لباس پوشيد. او همچنين کاپشن بادگير ضخيم و کلاه پشمي سبزش را که گوشهايش را ميپوشاند، پوشيد و با هيجان از پسرش خداحافظي کرد. چشمهاي يوسف ميدرخشيد، هنگاميکه پدرش ميگفت که امروز روزي است که من ماهي ميگيرم و براي تو يک هديه ميآورم».