داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
این داستان ماجرای زندگی جوانی به نام "احمد" است که در دوران جنگ یکی از پاهایش را از دست داده با ویلچر حرکت میکند. احمد در تلفنخانهی یکی از وزارتخانهها مشغول به کار است و همه از او راضیاند. روزی احمد پس از بازگشت از محل کارش به منزل میرود و جواب زنگ تلفن را میدهد. دختری که آن سوی خط بود ظاهرا تلفن را اشتباه گرفته بود؛ اما صحبت با احمد به درازا میکشد و این صحبتهای تلفنی تا مدتها ادامه مییابد تا این که.....