داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
این رمان سرگذشت دختری است که در کنار مادر بیمارش روزگار سختی را میگذارند. مادر«پرستو» پس از فوت همسرش با تنی رنجور و مریض چرخهی زندگی را با هزاران مشقت میچرخاند؛ تا دختر نوجوانش در کمال آرامش درس بخواند. اما با شدتیافتن بیماری مادر و انتقالش به بیمارستان، به ناچار«پرستو» به خانهی دوست صمیمی مادرش«مریم» میرود. مریم زنی پولدار است که با کمکهای مالیاش اوضاع بهتری را برای آنها فراهم کردهبود. بدین ترتیب«پرستو» با اشتیاق فراوان پای در خانهای بزرگ میگذارد، بیآنکه بداند سرنوشت چه قصهی تلخی را برای او رقم زدهاست. حضور دختران و پسران جوان در محفلهای شبانهی این خانهی مرموز، و خواست مریم خانم برای قفلکردن درب اتاق«پرستو»، معمایی بزرگ را در ذهن او ایجاد میکند. سرانجام یک شب گفتگوی دو تن از مهمانهای دایمی خانه به نامهای«هوشنگ» و «مهران» و مجادلهی شدید آنها با«مریم» پرده از رازی مخوف میگشاید، و چهرهی واقعی این زن هرزه برای دخترک نمایان میشود.