داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
موضوع رمان حاضر عاشقانه است. «تبسم» در کودکی پدر و مادر خود را از دست میدهد. او با محبتهای برادرانش «اشکان» و «شایان» بزرگ شده و مورد علاقة خاص آنها است. تبسم در رشته پزشکی در دانشگاه شیراز قبول شده و همراه دوستش «آرام» برای ادامه تحصیل به شیراز میرود. «آرام» دلباختة «اشکان» است و سرانجام با مهربانیهای خود، «اشکان» را به خود جلب کرده و با هم ازدواج میکنند. «تبسم» نیز عاشق دوست. «اشکان»، «پویا» میشود، امّا این عشق با سبکسریهای «پویا» به سرانجام نمیرسد. «کیارش» پزشک و دوست «اشکان» است و به درخواست مادر، با «تبسم» ازدواج میکند. او ابتدا رفتاری سرد با وی پیش میگیرد، امّا کمکم عشقی عمیق بین آنها به وجود میآید و آنها با عشقی پایدار زندگی خوبی را در کنار دو فرزندشان تجربه میکنند.