داستانهای نوجوانان انگلیسی - قرن 21م.
داستانهای نوجوانان انگلیسی - قرن 21م.
بابا نمیتوانست درک کند که دادن یک کمد به من در پشت آن کلبه چوبی مرطوب و کثیف، نمیتواند جایگزین یک سطح و میز کار جادار و یک اتاق اختصاصی شود تا هر وقت که دلم میخواهد کار کنم. مثل این است که از یک نفر درخواست ناگت مرغ بکنی ولی یهو به تو سیب زمینی سرخ شده بدهد و بدتر از آن، این که تو ناگت مرغ بخواهی، ولی او به تو سیب زمینی سرخ شده سرد بدهد. سیب زمینی سرخ شده سرد و مرطوب و خیس با سس مایونز روی آن، چیزی که روی زمین ریخته شده باشد...