داستانهای انگلیسی - قرن 20م.
داستانهای انگلیسی - قرن 20م.
«هاري» كه مدتي به دليل قتل غيرعمد يك نيروي پليس در زندان بوده، پس از مدتي آزاد ميشود و در خيابانهاي شهر پرسه ميزند و «جان رونيك» كه اينك در نيروي پليس فعاليت ميكند را ميبيند، هنوز چند روزي از آزادياش نگذشته كه در كابين تلفنخانه، كيف دستي خانم موطلايي به نام «آنا» جا ميماند و هاري كه براي برقراري ارتباط به داخل كابين رفته، متوجه كيف ميشود و اسكناسهايش را برميدارد، اما وقتي به پشت سرش نگاه ميكند آنا را درست روبهروي خودش ميبيند و ...