داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
ماجرای این قصه از آن جا آغاز میشود که "صدای هق هق گریه "همه اجزای طیعت را وادار میساز تا برای آن صدا چارهای بیندیشند و غم آن صدا را برطرف سازند ; از این رو برای او خانهای ساختند تا در پناه او آرام یابد .بعد از استقرار "صدای هق هق گریه "در خانه، این صدا به "آه بلند و غمگین "بدل میشود . در پی آن، بعد از آن که پنجره خانه گشوده میشود، فکر بکر به خانه میآید و به کمک "آه "میشتابد .برای فرو کاستن غم "آه بلند "تصمیم گرفته شد که او از "بهزیستی "بچهای بگیرد و او را به فرزندخواندگی بپذیرد ...