داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
اين داستان، حكايت زندگي و سرگذشت ماهي سياه كوچولويي است كه خسته از تكراري بيهوده، راهي دريا ميشود. اين در حالي است كه او حمله همسايگان خودش را براي اينكه معتقدند حرفهاي گنده گنده ميزند و بچههاي ديگر را از راه بدر ميكند و مخالفت مادرش براي رفتن به سفر و توصيههاي «مارمولك دانا» كه او را از خطرات آگاه ميكند، تجربه كرده است. اما او در اين سفر با حليهگريهاي خرچنگ و خطرات مرغ ماهيخوار كه دشمن درجه يك و دوي او هستند مواجه ميشود و... .