داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
این داستان درباره دختری است که با بهترین دوستش «مریم» قرار دارد، اما او که دیرش شده با عجله سوار ماشین مدل بالایی میشود تا به قرارش برسد. هنگام پیاده شدن، راننده که پسر جوان و خوشتیپی است از گرفتن پول امتناع میکند، اما دختر کیف پولش را داخل ماشین او جا میگذارد. چند روز بعد پسر با او تماس میگیرد و کیف پول را تحویل میدهد، دیدار دوباره پسر حس ناشناختهای را در وجود دختر شعلهور میکند و این در شرایطی است که مادر درباره اتفاق ناگواری که برای «نیما» برادرش، رخداده با او صحبت میکند و... .