داستانهای کلمبیایی - قرن 20م.
داستانهای کلمبیایی - قرن 20م.
نويسنده در اين داستان به روابط سنتي و ناموسپرستي اهالي امريكاي لاتين ميپردازد. در اين روايت روزنامهنگارانه در روستايي كوچك در كلمبيا، «باياردوسان رومان» ثروتمند با «آنخلا بيكاريو» ازدواج ميكند. در شب زفاف بايارد، متوجه ميشود كه نوعروسش باكره نيست. بايارد، موضوع را به پدر آنخلا ميگويد. آنخلا، گناهكار را جواني به نام «سانتياگو نصار» معرفي ميكند كه از همسايههاي خانواده بيكاريو در روستاست. برادران آنخلا براي دفاع از آبروي خانواده، سانتياگو را ميكشند و... .