داستانهای حیوانات
داستانهای حیوانات
در مزرعهاي زيبا حيوانات زيادي در كنار هم زندگي ميكردند. روزي آنها سكههايشان را به خروس ميدهند و از او ميخواهند به شهر برود و مايحتاج آنها را تهيه كند. خروس كه نگران راه و راهزنان است، تصميم ميگيرد تا براي خود همسفري قوي و جسور انتخاب كند؛ از ميان حيوانات اسب با اعتمادبهنفس با خروس همسفر ميشود و...