داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، رمانی فارسی است که با زبانی ساده و روان و بیان جزئیات لازم نگاشته شده است. داستان با پرداخت مناسب شخصیتها و توصیف عمیقترین احساسات و افکار آنها و همچنین با بیان دقیق جزئیات صحنهها، نگاشته شده و خواننده را با خود همراه میکند. در داستان میخوانیم:« ولی کسی آنجا نبود. بهطرف خانه دویدم، دویدم همه مردهای آبادی در حیاطمان جمع شدهاند و همهمه بود ولی پدرم بین آنها نبود. زبانم بند آمده بود. توان سؤال کردن از کسی را نداشتم. از چیزی که قرار بود بشنوم میترسیدم. نگاهی به خانه انداختم، زنهای همسایه از این اتاق به آن اتاق میرفتند بهسرعت از پلهها بالا رفتم، «شیرین» و «داوود» یکگوشه نشسته بودند و زارزار گریه میکردند. رفتم بغلشان کردم و گفتم گریه نکنید».