جانداران دریایی داستانهای تخیلی داستانهای کودکان و نوجوانان
جانداران دریایی داستانهای تخیلی داستانهای کودکان و نوجوانان
دو همسایه آقای «ماهي» و جناب «خرچنگ» در جوار هم زندگی میکردند، یک روز آقای ماهی به جناب خرچنگ پیشنهاد میدهد که به سفر بروند؛ اما خرچنگ که موجود تنبلی است سعی میکند با بهانههای مختلف از انجام این کار امتناع کند. ماهی پیشنهاد میکند که «اسب آبي» خرچنگ را تا مقصد حمل کند. اسب آبی قبول میکند اما از خرچنگ و ماهی میخواهد تا در طول سفر او را در یافتن نقشه گنج به ارث رسیده از سوی اجدادش که «مرواريد قدرت» است یاری کنند و ... .