داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
وقایع داستان در اهواز میگذرد. "مولی" قهرمان داستان، جوانی مجرد، بیکار، سرخورده از فعالیتهای سیاسی که امروز طفیل مادر پیر سبزی فروشش است به دنبال یافتن شغل با مهندس "گودرزی" و همسر جوان و زیبایش "منیژه" آشنا میشود. رفته رفته مولی به منیژه دل میبندد و نرد عشق میبازد و تا جایی پیش میرود که خود را مالک و صاحب زن احساس میکند و چشم دیدن شوهرش را ندارد اوج این ارتباط نا مشروع زمانی فرا میرسد که مهندس برای چند روز عازم ماموریت کاری میشود و خانوادهاش را به مولی میسپارد. جدالی که مولی در رابطه با رفاقت و صمیمیت مهندس گودرزی از یک سو و خیانت از سوی دیگر با خودش دارد او را تا حد جنون به عذاب وجدان و کابوس دچار میکند. به گونهای که راه رهایی از این مخمصه را تنها در خودکشی مییابد.