داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
این رمان روایت انسانی که ترس از آیندهای مبهم و ناشناخته، همواره او را وادار به تحمل اوضاع میکرد، ولی در چنین شرایطی که حتی جسمش با بیماریهای مختلف سر به عصیان برداشته بود، دیگر ادامه دادن وضعیت قبلی برایش امکانپذیر نبود. او خود را میدید که بر سر دو راهی ادامه دادن به وضعیت آشنای دلآزار و رفتن به دنبال آرزوهای خویش ایستاده است و با ترازوی عقل به سبک، سنگین کردن نقاط ضعف و قوت و مقایسة آن دو راه مشغول است تا این که آوایی جادویی از اعماق جانش برمیخیزد و عقل استدلال گر او در مقابل این نجوا برای پیدا کردن راههای معقولی برای تغییر دادن زندگیش به کمک ندای قلبی میشتابد و کشمکش درونی به پایان رسیده و سرانجام تصمیم میگیرد خود را به دست تقدیر بسپارد و صبح برای اولین شهری که به نظرش میآید بلیت بخرد. شخصیتهای این کتاب هیچکدام اسم و مشخصهای ندارند و ماجرا جنبة احساسی و روحی دارد که خواننده بتواند راحتتر خود را به جای آنها بگذارد.