داستانهای حیوانات نامهها - داستان
داستانهای حیوانات نامهها - داستان
ببري و خرسي دو دوست هستند كه هر روز با هماند و يك عالمه ماجراي جور واجور را پشت سر ميگذارند. امروز خرسي ميخواهد براي ماهيگيري كنار رودخانه برود، ببري با رفتن خرسي تنها ميشود اما قبل از رفتن از خرسي ميخواهد تا برايش نامه بنويسد كه او خيلي احساس تنهايي نكند، ببري قرار است آن روز خانه را مرتب كند و سيبزميني بپزد، اما وقتي خرسي به خانه بازميگردد متوجه ميشود ببري هيچ كاري نكرده است و ...