داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«کیمیا» برای تحصیل در رشتة روانشناسی از ایران به هندوستان میرود. در هواپیما با فردی به نام «احمد» آشنا میشود. احمد که خود برای تحصیل نزد خانوادة عمویش در هندوستان زندگی میکند به کیمیا پیشنهاد میدهد که به جای رفتن نزد دوست پدر خود، به خانة عمویش برود. کیمیا پیشنهاد او را قبول میکند و خیلی زود از طرف خانوادة عموی احمد پذیرفته میشود. «لیلا»، دخترعموی احمد، که از کودکی عاشق و دلباخة احمد است کیمیا را چون رقیبی میپندارد، و با او بنای ناسازگاری را میگذارد. کیمیا و احمد در نهان به همدیگر علاقهمند هستند، اما هر کدام با بیتفاوتی نسبت به احساس همدیگر روزگار میگذرانند تا اینکه زمان و وقایع آن، آنها را مجبور به اعتراف به عشق میکند.