داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
داستان حاضر، ماجرای دخترک نه سالهای است که خسته از نفرت و خشم و دورویی مردم، دست به دعا برمیدارد. او از خدای خود میخواهد که خوشبختی و آرامش و عشق را نصیب خانوادهاش و مردم دنیا کند. بعد از دعای دخترک، دو فرشته از فراز پشتبامها میگذرند و نور میپاشند. نور پاشیده شده، در جای جای دنیا، با اصابت به قلب انسانها آنها را به انسانی نرم و عاشق و مردم دوست تبدیل میکند. داستانها با عنوانهای «قاتل»، «بازنده»، «کارفرما»، «مردمان»، «بیمار»، «حامی»، «سرباز» و «نویسنده» به نگارش درآمده است.