داستانهای نوجوانان فارسی - قرن 14
داستانهای نوجوانان فارسی - قرن 14
فانوس نقرهای کجا بود و قرار بود که کی از راه برسد. فانوسی که باید آرزوهای یک خانواده را که در طوفان رنجها و دشواریها گرفتار شده بودند نجات دهد. هیچیک از آدمهای این خانواده نمیدانستند كه چرا پیدرپی گرفتار رنج و سختی میشوند. مثل آن بود که در آن روزها سرمای زمستان با سرمای زندگی دستبهدست هم داده بودند که فانوس نقرهای از جای خیلی دور روشن شود شاید... .