داستانهای تخیلی
داستانهای تخیلی
کتاب مصور حاضر داستاني تخيلي درباره مداد رنگي هست که با زباني ساده و روان براي گروههاي سني (ب) و (ج) نگاشته شده است. در داستان ميخوانيم: «همه که از خواب بيدار شدند. روشنايي همهجا را فراگرفت. آقاي چمني مشغول گردگيري بود و داشت قفسهها را مرتب ميکرد که يکمرتبه در مغازه باز شد و دختربچهاي دست در دست مادرش وارد شدند. دخترک در پوست خود نميگنجيد و با خوشحالي بالا و پايين ميپريد. مادرش ميخواست براي او هديه بخرد».