داستانهای تخیلی داستانهای کوتاه
داستانهای تخیلی داستانهای کوتاه
چهار فضانورد، با کلاهخودهای بزرگی که به کپسول متصل بودند به ماه نزدیک شدند. آنها به ماه گفتند که مکتشف هستند و از سیارة زمین برای حل مجهولات و نتایج تحقیقات آمدهاند. کاشفان با ابزارآلات خود به جمعآوری نمونههایی از خاک و سنگهای عجیب، رصد کردن ستارگان و عکس گرفتن از آنها مشغول شدند. بین آنها و ماه، اطلاعاتی از سیارة زمین و تحقیقات صورت گرفت و بعد از پایان کار سفینة فضایی، در حالی که آرزوهای امیدوارکننده را بین فضانوردان و ماه، پشت سرش میگذاشت، آنجا را به همراه فضانوردان ترک کرند. در این کتاب داستانهای کوتاه و تخیلی با عنوانهای مهمتر از عطر و رنگ، یاسمن پیر، بچههای جنگل، من با باران میآیم، کوهی که سرسبز شد. نشانی بهار، نارنج صبور، پرش مرگبار، و عکسهایی در کتاب تاریخ، برای گروه سنی «ب» و «ج» به نگارش درآمده است.