داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
"کوروش" علاقۀ زیادی به "شیرین" داشت و بارها از او خواستگاری کرده بود، ولی در نهایت پدر شیرین او را وادار به ازدواج با کارگردانی معروف و ثروتمند به نام "سام اتابک" کرد. شیرین پس از ازدواج بارها به مطب کوروش مراجعه کرده و از بیماری روحی و آزار و اذیتهای سام شکایت کرده بود و خود را قربانی این ازدواج ناخواسته میدانست. پس از مدتی رابطۀ شیرین به طور کلی با کوروش قطع شد و تنها دفترچۀ خاطرات او برای کوروش باقی ماند. پس از سالها کوروش با دختری به نام "سوگند" آشنا میشود که علاقۀ زیادی به ازدواج با کوروش دارد ولی کوروش میان ازدواج با او و خاطرات گذشتۀ خود در تردید است؛ تا این که روزی سام اتابک پس از حدود ده سال برای کاری به او مراجعه میکند و از این طریق حقایق بسیاری برای کوروش آشکار میشود.