داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«سوده»، دختری است که به تازگی از زندان آزاد شده، برادرش «بیژن» به دنبال او رفته است تا او را به خانه پدری ببرد، اما قبل از رفتن به خانه به مزار مادرش سری میزند تا با او درد و دل کند. در راه بازگشت به خانه به گذشته سفر میکند؛ به زمانی که برادر کوچکترش «سعید» زنده بود، اما غرق شدن سعید در دریا باعث شده بود تا آنها چند سالی را به سختی بگذرانند، همه آرزو داشتند سوده دندانپزشک بشود اما... .