داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، داستاني است که با زباني ساده و بيان جزئيات لازم نگاشته شده است. نويسنده اين داستان را با پرداخت مناسب شخصيتها و توصيف عميقترين احساسات و افکار آنها و همچنين با بيان دقيق جزئيات صحنهها نگاشته تا خواننده را از ابتدا تا انتهاي کتاب با خود همراه کند. در داستان ميخوانيم:« انگار اين سالها تنها از کنارم رد شدهاند و من هيچوقت نداشتمشان. کاش باورم ميشد که اينهمه راه را رفتهام، حالا هر جور... بلند ميشوم لباس بپوشم، ماشين را روشن کنم، بروم طرفهاي امامزاده هاشم. همانجايي که آن سال عيد که تهران بوديم، روز سيزدهاش خسرو ما را برده بود».