داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
اين داستان روايت زندگي جواني به نام «عليرضا» و «كيميا» است كه براي ماه عسل به يك جزيره سفر ميكنند. در بدو ورود به جزيره كيميا دچار دل دردهاي شديد ميشود و عليرضا او را به بيمارستان ميرساند. پزشك جوان بيمارستان تشخيص آپانديس ميدهد و كيميا راهي اتاق عمل ميشود. اما وقتي جراحي تمام ميشود دكتر اذعان ميكند كه مشكل كيميا آپانديس نبوده و علت درد مشخص نيست؛ عليرضا به سراغ رئيس بيمارستان ميرود تا از دست دكتر جوان شكايت كند اما ...