نسخه آزمایشی جستجو ورود | ثبت نام
گوسفندی که عصبانی بود، خیلی عصبانی | خانه کتاب و ادبیات ایران

گوسفندی که عصبانی بود، خیلی عصبانی

داستان‌های حیوانات عصبانیت - داستان

گوسفندی که عصبانی بود، خیلی عصبانی | خانه کتاب و ادبیات ایران

گوسفندی که عصبانی بود، خیلی عصبانی

داستان‌های حیوانات عصبانیت - داستان

قیمت
24,000
تاریخ نشر
13890516
شابک
978-964-391-500-1
تلفن
88729284
پدیدآور
اطلاعات تکمیلی
کد دیویی
813
زبان کتاب
فارسی
محل نشر
تهران - تهران
مشخصات
جلد - 32 صفحه - ترجمه - چاپ 1
کد دیویی
813
زبان کتاب
فارسی
محل نشر
تهران - تهران
مشخصات
جلد - 32 صفحه - ترجمه - چاپ 1
معرفی مختصر کتاب

در یک صبح قشنگ «برفی» و «پشمی» یک درخت سیب پیدا کردند. چشم برفی به یک سیب افتاد و از ته دل آن را خواست، اما هرچه بالا پرید، نتوانست سیبی را که دوست داشت بچیند. او زیر درخت آن‌قدر منتظر افتادن سیب نشست تا خوابش برد. وقتی بیدرا شد، دید پشمی در حال خوردن یک سیب است. برفی با دیدن این صحنه خیلی عصبانی شد و شروع به دویدن و به هم ریختن محیط اطرافش کرد. اما ناگهان زمین دهان باز کرد و او را در خود فرو برد. بعد از آن، برفی از کار خود پشیمان شد و به یاد صبح آن روز افتاد و خوابش برد. وقتی بیدار شد، پشمی را کنار خود دید و به خاطر اشتباهی که کرده بود، از او معذرت خواست. این داستان تخیلی برای کودکان گروه سنی «ب» و «ج» تهیه شده است.