داستانهای تخیلی داستانهای تربیتی
داستانهای تخیلی داستانهای تربیتی
این قصهی مصور ور نگی برای گروه "ب" نوشته شده است. نویسنده با هدف تربیتی، ماجرایی را روایت میکند. اکبرخان آدم ثروتمندی است که با همسر و دو دختر خود در قصر زندگی میکند. اما روزی در قصر او یک موش وارد آشپزخانه میشود و برای خدمتکاران مشکل ایجاد میکند، پس از آن، سرآشپز تلهموشی را بسیار زیبا تزئین میکند و روی میز غذاخوری میگذارد. موش که باز برای غذا سراغ میز آمده در تله گرفتار میشود و با همان وضع فرار میکند و عاقبت دمش کنده میشود. او سرانجام متوجه میشود که نباید مزاحم کسی شود و برای تهیه غذا باید زحمت بکشد.