داستانهای تخیلی
داستانهای تخیلی
کتاب مصور حاضر، جلد سوم از مجموعه داستانهاي فرشاد و داستاني تخيلي است که با زباني ساده و روان براي گروه سني (ب) نگاشته شده است. در اين داستان در يک شب که همه از فرشهايشان بيرون پريدند، دزد دريايي توي فرشش روي کشتياش ماند و جايي نرفت. او ميخواست که شهر فرش را به هم بريزد ولي فرشاد نميگذاشت. دزد دريايي اين مشکل را با مادرش در ميان گذاشت.