داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، داستاني است که خط سير و فضاي جديدي دارد. نويسنده با قرار دادن شخصيتهاي اصلي داستان در فضايي نو توانسته است ارتباط منطقي را با خوانندهاش برقرار کند و بر او اثر بگذارد. اين داستان درباره آداب و سنن گذشتگان و هنجارشکنيهاي امروزه انسانها نگاشته شده است. داستان از زبان شخصيت اصلي داستان يعني دختري به نام «آذر» روايت ميشود. در داستان ميخوانيم: «سال آخر روانپزشکي بودم و همان روز، استاد صادقي گفته بود که براي پاياننامه، بايد يکي از آسايشگاههاي اطراف تهران بروم».