داستانهای کودکان و نوجوانان
داستانهای کودکان و نوجوانان
کتاب مصور حاضر داستاني است که با زباني ساده و روان براي کودکان نگاشته شده است. در داستان ميخوانيم: «بهار بود. دختر کوچولو پشت پنجره نشسته بود و به حياط نگاه ميکرد. خيلي فکر کرده بود. در اتاق ديگر مادرش خياطي ميکرد. از کنار پنجره بلند شد. دفتر نقاشياش را برداشت و پيش مادرش کرد. او با مادرش در مورد اينکه چه کسي را از همه بيشتر دوست دارد صحبت کرد و ميخواست بداند که او چه کسي را از همه بيشتر دوست دارد».