داستانهای تخیلی کبوترها - داستان آزادی - داستان
داستانهای تخیلی کبوترها - داستان آزادی - داستان
اين داستان از زبان يك كبوتر به نام «طوقي» روايت ميشود كه در خانه زن و شوهري جوان به نامهاي «رضا» و «زهرا» زندگي ميكند. آقا رضا و زهرا خانم بچهدار نميشوند. آنها طوقي و پدر و مادرش را در قفس به سفر قم و زيارت جمكران ميبرند و همانجا نذر ميكنند كه در صورت بچهدار شدن، طوقي و پدر و مادرش را وقتي بچه آنها 7 ساله شد آزاد كنند و ...