نمایشنامه عروسکی فارسی - قرن 14 نمایشنامه کودکان
نمایشنامه عروسکی فارسی - قرن 14 نمایشنامه کودکان
"نقلی" برای دیدن مادربزرگش به جنگل میرود و در بین راه با یک شکارچی روبهرو میشود. شکارچی به او بوقی میدهد تا در مواقعی که احساس خطر کرد او را خبر کند. نقلی تشکر میکند و به راهش ادامه میدهد. در بین راه گرگی را میبیند که پوست گوسفندی را به تن کرده است. گرگ با نیرنگ کاری میکند تا نقلی دیرتر به خانهی مادربزرگ برسد. پس از آن گرگ به خانهی مادربزرگ میرود و او را در کیسهای میاندازد، سپس خود را به شکل مادربزرگ درمیآورد. نقلی از راه میرسد و درمییابد که به جای مادربزرگش با گرگی روبهروست. نقلی با طرح نقشهای زیرکانه از گرگ میخواهد که بوق را به صدا درآورد. در این هنگام شکارچی از راه میرسد و نقلی و مادربزرگ را نجات میدهد. این داستان در قالب نمایشنامه به رشتهی تحریر درآمده است.