ضربالمثلهای فارسی - مصور داستانهای آموزنده
ضربالمثلهای فارسی - مصور داستانهای آموزنده
در جنگل سرسبزی دو خرس کوچک زندگی میکردند. روزی خرسهای کوچولو یک قالب پنیر پیدا کردند و خواستند آن را به دو قسمت مساوی بین خودشان تقسیم کنند، اما نتوانستند. روباه زیرک و مکاری که از آنجا میگذشت، از ماجرا مطلع شد و پنیر را بین آن دو تقسیم کرد، اما باز هم قطعه پنیرها مساوی نبودند. این باعث شد خرسها دعوا کنند. روباه برای جلوگیری از دعوا قسمتی از قطعة بزرگتر را خورد اما باز پنیرها مساوی نبودند. روباه آنقدر به گاز زدن به پنیرها ادامه داد تا دیگر مقدار کمی از آن باقی ماند. اما دیگر قطعة پنیرها مساوی شده بودند. خرسها ناراحت شدند و تصمیم گرفتند که دیگر طمع نکنند و به افراد چربزبان اعتماد نکنند و به همان مقدار کم پنیر قانع شدند. این کتاب با موضوع داستانهای آموزنده برای کودکان گروه سنی «ب» به نگارش درآمده است.