داستانهای اجتماعی
داستانهای اجتماعی
«ویلی» دوست داشت یک برادر داشته باشد. یک برادر بزرگ و قوی که بتواند در بازیهای هیجانانگیز همراه او باشد. اما او به جای برادر یک خواهر داشت که دردانة پدر و مادرش بود. مدتی طول کشید تا خواهر ویلی بزرگ شود. حالا هربار که گریه میکرد، به او اسباببازی میدادند. اما ویلی بازهم یک برادر میخواست. باز هم مدتی گذشت و خواهر ویلی بزرگتر شد. حالا دیگر ویلی میتوانست با او بازی کند، به جنگل برود و قایقسواری کند و مهمتر این که یک روز خواهر کوچولو گونة ویلی را بوسید، کاری که شاید اگر برادرش بود، نمیکرد. حالا ویلی خواهرش را دوست دارد و دیگر برادر نمیخواهد. داستان حاضر برای کودکان گروه سنی «الف» و «ب» تهیه شده است.