جنگ ایران و عراق، 1359 - 1367 - دزفول - خاطرات باشیان، کاظم، 1321 - خاطرات
جنگ ایران و عراق، 1359 - 1367 - دزفول - خاطرات باشیان، کاظم، 1321 - خاطرات
در نزدیکی مقر ما در اداره برق خرمشهر، یک گروه جهادی از اصفهان مستقر بودند که خودروهای رزمندگان را تعمیر می کردند. به سراغ سرپرست آنها رفتم و گفتم: ما میتوانیم یک پل بشکهای شناور بر روی رودخانه بهمنشیر بسازیم؟ شما چه کمکی میتوانید به ما کنید؟ ایشان گفتند: من نیرو دارم، ولی وسایل این کار را ندارم. گفتم: وسایل مورد نیاز شما را من تأمین میکنم. بعد طرح خود را برای ایشان بازگو کردم. خوشحال شد و گفت: از همین فردا شروع به ساخت میکنیم.