داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
«یک پسرکی بود»، داستان زندگی ملکمحمد است. سن شناسنامهای او چهارده و سن عقلی او یازده سال است. بهرة هوشی او هشتاد و پنج است و کلاس پنجم ابتدایی را در آموزشگاه کودکان استثنایی ایوب میگذراند. طبق تقسیمبندی مرکز تحقیقات کند ذهنی، او مرزی است. خواهر او، نسیم، سهساله و کور است. هرچه دستش بیاید میخورد. بهرة هوشی او فقط بیست است و عقبمانده است. در این کتاب ماجراهای زندگی ملکمحمد و محبتش نسبت به خواهرش نسیم به تصویر کشیده است. او در حالی که شاهد تلخیهای روزگار و رفتار بیمنطق آدمهاست، در حوض خانة خود تصویر پسرکی را میبیند که به مرزهای دور و برش لبخند میزند. در این کتاب داستانهای دیگری با عنوانهای آواز آسالو، شب مردگان شکوفا، قصیدة خاکسپاری کوهنوردان، وادی صنوبرهای لرزان، اشک چشم یخ نمیزند، غزال تامسون، آن سوی حصار ارغوان، کبک خرامان کو و آبیاری سورنجان به نگارش درآمده است.