داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، دربردارندة دو داستان فارسی، با موضوع انقلاب و با عنوانهای «فرستاده» و «فصل درو» است. در خلاصة داستان «فصل درو» آمده است: «مش ابراهیم» یکی از لرهای شجاع، نترس، دلاور و با اعتقاد است که در باقرشهر به کشاورزی مشغول است. او فرد مؤمن و مردمداری است که مورد احترام اهالی است. با درگیریهای مختلف و تظاهرات مردمی علیه رژیم پهلوی و مردم کفنپوش باقر شهر، همراه بوده است. مش ابراهیم توسط سرباز رژیم زخمی میشود. مدتها بعد جنازة او را در مزرعة عوامل رژیم پیدا میکنند؛ تو تفنگ را در همان مزرعه پنهان کرده بود، تا اینکه یکی از اهالی در بهمنماه سال پنجاه و هفت، بعد از پانزده سال از زیر خاک بیرون میآورد و برای کمک به همافرهای نیروی هوایی به تهران میبرد.