داستانهای تخیلی صلح - داستان رنگها - داستان
داستانهای تخیلی صلح - داستان رنگها - داستان
کتاب مصور حاضر، داستانی تخیلی است که با زبانی ساده و روان برای گروه سنی (ب) نگاشته شده است. در داستان میخوانیم:« آن روز که لانه گنجشک کوچولو خراب شد، دل گنجشک کوچولو شکست. گنجشک کوچولو جیکجیک کنان گریه میکرد. تا صدای او به جنگل سبز رسید، رنگ سبز جنگل مثل بخار به آسمان رفت. جنگل بیرنگ شد. کوهستان قهوهای با آن قلههای بلندش، تا صدای جیکجیک گنجشک کوچولو را شنید، لرزید. رنگ قهوهای کوهستان با باد رفت و کوهستان بیرنگ شد».