داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
اين داستان روايت عاشقانهاي است از زندگي دختري بهنام «مينا» که دلباخته روستازادهاي بهنام «احمد» است. احمد، پدر و مادرش را از دست داده و به تنهايي زندگي ميکند. پدر و مادر مينا با ازدواج آنها مخالفاند و معتقدند که احمد در شأن خانواده آنها نيست! اما مينا اصرار به ازدواج با احمد دارد. مينا به کمک خالهاش به عقد موقت احمد در ميآيد بيآنکه پدر و مادرش مطلع شوند. پس از يک سال مينا باردار ميشود اما براي آنکه خانوادهاش از ماجرا بويي نبرند براي ادامه تحصيل به مشهد ميرود و... .