نقاشی ایرانی هنر - تاریخ و نقد
نقاشی ایرانی هنر - تاریخ و نقد
این کتاب در آغاز به بررسی نظریههای گوناگون دربارهی هنر اختصاص یافته و در ادامه از تاثیر رویدادهای گوناگون در شکلگیری هنرهای تجسمی در سدهی بیستم سخن رفته است. در این بخش از این که هنر در آغاز، ساختاری دو بعدی داشته و بر مبنای آیین زمان خود (جادوگری) هنری اعتقادی فوق طبیعی، نیز انتزاعی و نمادین بوده سخن گفته شده و تصریح گردیده است: "در این دوران، انسان هنوز به تجربههای ارزشمندی دست نیافته بود و از ابزار و مصالح کار و تکنیک در سطح وسیع بهرهای نداشت. بنابراین هنر نقاشی او در سطح دو بعدی و بدون هیج تجربهای شکل میگرفت. به همین دلیل این دوران را دوران هنر بدوی (پریمی تیو) مینامند. در این رابطه میتوان به آثار شکل گرفته در غارهای اروپا و ایران اشاره کرد. در دورهی آرکانیک یا آنتیک با تسلط یافتن انسان بر پیرامون خویش، بشر از هنر مطروحه دست برمیدارد و به جهان طبیعی چشم میدوزدو سرانجام حرکتهای دوبعدی را رها میسازد و به سه بعدنمایی توسط تجسم حجم روی میآورد. در دورهی مسیحیت انسان مجددا از سه بعدنمایی دوری مینماید و به دو بعدنمایی و ایجاد سطوح تخت میپردازد. در دورهی رنسانس، رویدادهای بزرگ علمی مانند نظریهی مرکزیت خورشید در منظومهی شمسی از سوی کوپرنیک، سبب فروپاشی اندیشههای کهنه میگردد. آثار این دوران در واقع آثاری هستند که بار دیگر از سطوح تخت و یکدست و شکلهای تمامرخ نمای بیزانسی گوتیک به سطوح حجمدار گرایش مییابند که اوج آن را در هنر رنسانس مترقی و سود جستن میکل آنژ از افکار و فلسفهی نو افلاطونیان مشاهده میکنیم". بررسی هنرهای تجسمی در سدهی بیستم اعم از نقاشی، پیکرهسازی و معماری، نیز بررسی مکاتب مختلف نقاشی ایران موضوعات دیگر کتاب به شمار میآیند.